![]() |
![]() |
|
|
از دیگر جشن های زرتشتیان که امرزه هم نزد مسلمانان و هم زرتشتیان پیگیری می شود جشن شب یلدا ( بزرگترین شب سال ) یا همان شب چله در نزد زرتشتیان است. شب یلدا یا شب چله شب اول زمستان و درازترین شب سال است. و فردای آن با دمیدن خورشید ، روزها بزرگتر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد .این بود که ایرانیان باستان شب آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خوانند و برای آن جشن بزرگی برپا می کردند. یلدا کلمه ای است سریانی به چم تولد و به گفته ابوریحان بیرونی آن را شب زادن ترجمه کرده اند. آیین شب یلدا ( شب چله ) آیین شب یلدا در نزد زرتشتیان به این صورت است.خوردن آجیل مخصوص ، هندوانه و انار و شیرینی و میوه های گوناگون که همه جنبه نمادین دارند و نشانه برکت و تندرستی و فراوانی و شادکامی هستند.در این شب هم مثل جشن تیرگان ، فال گرفتن ، کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پری یا پوکی آن آینده گویی می کنند. این یکی از سرگرمیهای این شب است. در پایان این شب برای پیشوازی از تابندگی بیشتر خورشید و زایش مهر نماز خونده شده و از یزدان بزرگ سپاسگذاری می شود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 18:41 توسط کاوه |
|
|
جشن سده جشن پیدایش آتش است.سد روز از پایان تابستان باستانی ( هفت ماه ) گذشته و یا سد شب و روز به نوروز مانده است و کهن بودن آن به پایه جشن های نوروز و مهرگان می رسد. از نظر طبیعی نیاکان ما در روزگاران بسیار کهن ، سال را به دو پاره بخش می کردند . تابستان که هفت ماه به درازا می کشید . در نخستین روز فروردین آغاز و آخرین روز مهر پایانه داشت.زمستان از آغاز آبان ماه شروع می شد و تا پایان اسفند ماه به طول می انجامید. جشن سده سدمین روز از آغاز زمستان و یا سد روز و شب ( پنجاه روز و پنجاه شب ) به اول تابستان بود. از نظر تاریخی نسبت این جشن به هوشنگ شاه داده شده است.در شاهنامه آمده است که روزی هوشنگ شاه با همراهانش در کوهی می رفتند ناگهان چیزی دراز ، تیره تن و سیاه رنگ دید.که ماری بود و هوشنگ با هوش و هنگ ، سنگی گرفت و سوی مار پرتاب کرد که آن را بکشد.سنگ به سنگ دیگری برخورد کرد و جون هر دو سنگ چخماق بودند ، فروغی ( جرقه ) پدیدار شد ، به بوته گرفت و مار فرار کرد . از این رویداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نیایش کرد که راز آتش را بر او اشکار ساخت . شادمان و پیروز ، هوشنگ شاه آن روز را جشن اعلام کرد و این سنت تا امروز برجاست. فردوسی می فرماید: برآمد به سنگ گران سنگ خرد هم آن و هم این سنگ گردید خرد فروغی پدید آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ جهاندار پیش جهان آفرین نیایش همی کرد و خواند آفرین که او را فروغی چنین هدیه داد همین آتش آنگاه قبله نهاد یکی جشن کرد آن شب و باده خورد "سده" نام آن جشن فرخنده کرد از نظر دینی این جشن به یاد آورنده اهمیت نور ، آتش و انرژی است . نوری که خداوند جداست و از خداوند جدا هم نیست.قبله ای که در همه جا هست.هر جا نور هست خدا آنجاست. بهشت در اوستا روشنایی بی پایان ( انارام ) خوانده شده است. آیین جشن سده: در ایران و در نزد زرتشتیان این جشن نزدیک غروب آفتاب ، با آتش افروزی آغاز می شود و کوه هایی از بوته و خار و هیزم در بیرون شهر فراهم شده ، در حالیکه موبدان لاله به دست اوستا زمزمه می کنند ، بوته ها رو روشن کرده و مردمی که در آنجا جمع شده اند نماز آتش نیایش خوانده ، سپس دست یکدیگر را گرفته به دور آتش می چرخند و شادی و پایکوبی می کنند. این مراسم سدها سال است که توسط زرتشتیان کرمان در بیرون از شهر انجام شده و همه مرد و زن ،زرتشتی و مسلمان و کلیمی در آنجا گرد هم آمده و در شادی شرکت می کنند.در تهران تنها 30 سال است که با شکوه توسط سازمان فروهر در باغ ورجاوند ( کوشک ورجاوند کرج ) برگزار می شود . در شیراز 5 سال برابر کعبه زرتشت در نزدیکی تخت جمشید برگزار شد. برگرفته از نگاشته های دکتر مهر. اجرای این مراسم نزد زرتشتیان که ما گواه آن هستیم بدین گونه است که: پس از غروب آفتاب سه تن از موبدان در حالیکه لباس سپید بر تن دارند به سوی توده ای از هیزم خشک که از روز قبل تهیه کرده اند حرکت می نمایند.گروهی از جوانان هم که لباس سپید بر تن دارند ( سه پسر و سه دختر ) با مشعلهای روشن موبدان را همراهی می کنند( یک درمیان دختر و پسر به دنبال هم ).موبدان بخشی از اوستا را که معمولا آتش نیایش می باشد را می سرایند . موبد بزرگ به وسیله آتش موجود در آتشدان و جوانان سپید پوش با یاری شعله های مشعل هیزم را آتش می زند . گروه موزیک از آغاز تا پایان آهنگ شادی می نوازد . زرتشتیان با شادی پیروزی شعله ور شدن آتش سده را جشن می گیرند و به امید آنکه تا جشن سال دیگر روشنایی و گرمی در دلهایشان باشد به خانه بازمی گردند. حضور در این جشن برای همه اقوام ایرانی آزاد بوده و همه از قبیل مسلمانان و مسیحیان و یهودیان در این جشن میتوانند نظاره گر سده ی ملی و برافروخته شدن آتش زرتشتیان باشند. اینک به یک گزارش تصویری از ورجاوند سال 3743 که جای شما بسیار خالی بود بنگرید. در ابتدا برای ورود به همکیشان گرامی فرخنده باد گویند.
همه جا آذین بندی شده و چراغانی شده است
پیش از آغاز مراسم نمایشگاه کتاب و آثار باستانی را مردم نظاره گر هستند و سازمان جوانان از عملکرد خود گزارش می دهد
با قرار گرفتن موبدان در محل مراسم شکل جدی تری به خود گرفته و آماده آغاز می شود.
این هم آتش مخصوص سده که بر آفرینگان در حال تلالو می باشد و در برابر همازور این مراسم قرار دارد.
موبدیاران پیش از آغاز مراسم رسمی گاتها میخوانند و خانوم فرزانه آنها را به فارسی امروزی ترجمه می کند.
قابل توجه عزیزانی که بسیار مایل بودند دکتر کوروش نیکنام را ببینند!
پیش از شروع مراسم یکی از زنان زرتشتی در محوطه می گردد و از عزیزان بازدید کننده با نقل و شیرینی پذیرایی می کند.
اسمشو نمی برم اما دوستش دارم . خیلی بامزه حرف می زنه!!!!!میذارمش که خودش هم بیاد ببینه!اما یه نمونه از لباس زرتشتیه تنشه که واسه شماها شاید جالب باشه.
هلهله زرتشتیان پیش از شروع مراسم بسیار زیاده. این هلهله از طرف خانومها خیلی بیشتره!!!
سه موبد به همراه سه پسر و سه دختر به طرف کوه رفته و برای روشن کردن آن با مشعلهایی که در دست جوانان است اوستا خوانده و روشنش می کنند. ببخشید عکسهای این قسمت نیمه اسکن شده!! و هنگامیکه روشن می شود اینقدر پرشکوه و پر گرماست که مردم را تا 50 متر عقب می راند.سرمای سوزان و شب سده با گرمی این آتش خروشان به روز تبدیل می شود و روشن می گردد.
زبانه کشیدن آتش روح انسان را پر خروش می کند . ایکاش حضور داشته باشید.
در تمام طول مراسم گروه موزیک موسیقی به اجرا گذاشته و زنان و مردان در کنار هم به رقص و شادی می پردازند و دور آتش می گردند.
در پایان همگان به طور آهسته ای آتش را که در حال خاموشی است را دور میزنند.
به امید اینکه امسال 10 بهمن شما را هم کنار خود حس کرده و با گرمی بیشتر این جشن ملی را برای همیشه به یادگار گذاریم. بدرود و به امید ایرانی پاینده و بزرگ داریوشی. و به امید برگزاری همیشگی سده در همه نقاط کشور گرمیمان . چون شاید با فرهنگ عرب متناقض باشد!!! که همآره در پی عزاداری است اما به هیچ عنوان مناسک دینی دیگر را اشکال زایی نمیکند.
. این هم سده ی شیراز را که دوست گرامی و همکیش ارجمند ما خانوم نگار دهقانی برای ما ارسال کرده اند که در وبلاگ استفاده کنبم . سپاس به امید دیدار در درمهر یزد در نوروز سال آینده. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 18:36 توسط کاوه |
|
|
نوروز بدون گفتگو ، زیباترین جشن میان جشن های همه ی ادیان و اقوام و منطقی ترین مبدا برای آغاز سال است. در این جشن سه جنبه نجومی و ملی و دینی با برجستگی به چشم می خورد. از دیدگاه نجومی ، این روز مقارن با اعتدال ربیعی یعنی هنگامی که است که خورشید روی مدار استوا قرار می گیرد و روز و شب برابر است. روزی که طبیعت از خواب زمستانی بیدار می شود و زندگی نو آغاز می کند ، روزی که زیبایی آفرینش در والاترین چهره خود آشکار می شود . به گفته ابوریحان بیرونی : " نوروز نخستین روز از فروردین ماه ،،، و پیشانی سال نو است ، و ششم فروردین ماه نوروز بزرگ باشد.( زاد روز اشو زرتشت ) ، زیرا که خسروان بد آن پنج روز حق های حشم ( خویشان و چاکران ) و گروهان بگذاردندی و حاجت ها روا کردندی و آن گاه بد آن روز ششم خلوت کردندی خاصگان را و اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین است که اول روزی است که از زمانه و بدو ملک آغازید گردیدن " هنگامی که جمشید شاه از کارهای سازندگی فارغ شد ، مردمان در آسایش ، کشور در آبادانی و همه جیز فراوان بود ، به دیوان فرمان داد تا تختی زرین و جواهر نشان برای او بسازند و او را به هوا برند و این روز را آغاز سال نو خواندند. سر سال نو هرمز و فرودین بر آسوده از رنج تن دل ز کین به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند بزرگان به شادی بیاراستند می و رود و رامشگران خواستند چنین جشن فرخ از آن روزگار بماند از آن خسروان یادگار از زمان ساسانیان رسم بود که 25 روز پیش ار نوروز بر روی هفت ستون گلی ، غلات یا حبوبات می کاشتند و هر کدام محصولش خوب می شد ، باور داشتند که آن محصول در آن سال خوب می شود . خانه تکانی و لباس نو پوشیدن و بازدید و تبادل هدایا ( مراسمی که امروزه نیز به یادگار برای مسلمانان نیز مانده است ) از سنتهای این عید است. سفره هفت سین یا گویا درست تر آن هفت شین ، که اشاره به هفت امشاسپندان است....آتش و آیینه ، اوستا ، گلاب پاش ، نقل سپید ، ظرف آب ، آویشن ، شاخه های سرو و مورد ، پلو ماهی ، انار و آجیل همه مفاهیم نمادین (سمبلیک) داشتند جشن نوروز به بسیاری از کشورهای اسلامی ، تا مغولستان در آسیا و مصر و زنگبار در آفریقا رفت، اکبر شاه در هند در سال 1584 نه تنها نوروز و مهرگان را با تمام شکوه جشن گرفت بلکه گاهنامه ایرانی زرتشتی با نام های فروردین ، اردیبهشت را جانشین نام ماههای تقویم اسلامی کرد. اورمزد و فروردین ماه ( 1 فروردین خورشیدی ) نوروز از نخستین روز بهار همراه با سرسبزی طبیعت و شادی آغاز می گردد . خانواده های زرتشتی سه سینی از سبزه به نماد اندیشه نیک و گفتار و کردار نیک بر خوان ( سفره هفت سین ) می نهند تا موجب فراوانی در سال نو گردد.رنگ سبز آن رنگ ملی ایرانیان و نماد امرداد امشاسپند است . سمنو (مایه خمیر) که نماد خوبی برای زایش و باروری گیاهان توسط فروهرهاست.سنجد بو و شکوفه آن سرچشمه دلدادگی است . سماق چاشنی زندگی ، سیر . سرکه برای گند زدایی و پاکیزگی می باشد .آب نماد خورداد امشاسپند ، سیب سرخ ( میوه جات ) نماد سپندارمزد امشاسپند ، سکه نمادی از شهریور امشاسپند می باشد. کتاب اوستا نماد اهورامزدا ، آفرینگان (شمعدان) نماد اردیبهشت امشاسپند ، شیر و تخم مرغ نماد وهومن امشاسپند آیینه ، نان ، پنیر، سبزی ، نقل و شیرینی و آجیل و جز آن بر خوان می نهند که همگی نمادی از داده های اهورایی می باشد. باید بدانیم بر خوان نوروزی نباید پافشاری در گذاشتن حروف سین و دیگر داشته باشیم بلکه باید بهترین داده های اهورایی بر سفره آماده باشد. زرتشتیان در نخستین بامداد نوروز در کنار چارچوب پایین در ورودی خانه مقداری برگ آویشن می ریزند که نشان برقرای جشن در خانه است . زرتشتشیان در نخستین روز سال نو به نیایش گاه محل زندگی خود می روند تا سال نو را با همازوری ( همبستگی ) با یکدیگر و نیایش به درگاه اهورامزدا آغاز نمایند و سپس مانند هر ایرانی دیگر به دیدار بزرگان فامیل و آشنایان می روند. فلسفه خانه تکانی در روزهای پایانی سال نزد زرتشتیان که امروزه بدون دانستن این فلسفه از سوی مسلمانان به اجرا درمی آید ، این است که زرتشتیان معتقدند در روزهای پایانی سال ( بهیزک ) فروهرها به زمین فرود می آیند و برای پذیرایی از فروهرها خانه و کاشانه خود را زیبا و پاکیزه و منزه می کنند . نوروز از نخستین روز بهار با روز اورمزد و فروردین ماه از سالنمای زرتشتیان آغاز و بنا به روایت تاریخ نویسان در روزگار باستان یک ماه طول می کشید و امروزه تا 13 روز ادامه دارد.نوروز بزرگترین جشن ملی ایران است که از روزگاران بسیار دور برای ما به یادگار مانده است و بنیاد آن را به جمشید شاه پیشدادی نسبت می دهند و حتا امروز این جشن را به نام نوروز جمشیدی هم میخوانند.گویند به دوران جمشید سرما و طوفان بزرگ ایرانویچ ( ایران ) را فرا می گیرد و در پایان 3 سال در آغاز بهار سرما و طوفان به پایان می رسد و به شادی آن جشن بزرگ بر پا می شود که نوروز می نامند. حکیم عمر خیام در نوروزنامه درباره ی این جشن چنین می نگارد: " سبب نان نهادن نوروز از آن بوده است که آفتاب در هر 365 شبانه روز و ربعی به اول دقیقه حمل باز آید و چون جمشید آن روز را دریافت نوروز نام نهاد و جشن بزرگی بر پا کرد و مردم نیز از آن پیروی نمودند.نوروز فصل گل و ریحان و سرسبزی باغ و بستان است . در این ایام دشت و صحرا سبز و خرم است. و باد بهاری درختان را شکوفا می کند و لباس نو می پوشاند. نوروز جشن نوزایی طبیعت است و مردمان نیز به نشانه ی هم آهنگی با طبیعت لباس نو می پوشند.
زاد روز " اشوزرتشت " خورداد و فروردین ماه ( تعطیل رسمی زرتشتیان ) 6 فروردین. در چنین روزی در زمان فرمانروایی لهراسب اشوزرتشت در خانه پدرش در کنار رود درجی که به دریای چی چست ( ارومیه ) می ریخت با چهره ای نورانی از مادرش دغدو زاده شد و چون نام خاندان پدرش اسپنتمان بود او را زرتشت اشپنتمان نام نهادند و در روز خورداد و فروردین ماه در زمان شاه گشتاسب کیانی از جانب اهورا مزدا به پیامبری برگزیده شد. این روز یکی از شادترین و زیباترین جشنهای درون نوروز زرتشتیان است.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 18:1 توسط کاوه |
|
|
همس پت میدیم گاه یا "برابری شب و روز" با گویش درست (Hamaspatmadem) در سیصد و شصت و پنجمین روز سال روز هشتواش ( آخرین روز سال ) است . در این گاه انسان آفریده شده است. روز اهنود تا وهشتواش (5 روز آخر سال) باستانی. 25 تا 29 اسفند خورشیدی. چون 5 روز آخر سال پنجه نام دارد و به نامهای گاتهاست . این گاهان بار هم به پنجه معروف است. از پنجمین گاهان بار تا بدین جشن 75 روز است . این گاهان بار به فروهر ها اختصاص دارد و هنگامی است که فروهر درگذشتگان برای سرکشی بازماندگان خود فرو می آیند.واژه همس پت میدیم برابر شدن روز و شب را معنی می دهد و در باور ما هنگام آفریده شدن انسان است. 5 روز مانده به این گاهان بار یعنی از روز اشتاد تا اهنود را پنجه کوچک می نامیم و خانه و کاشانه برای برگزاری هر چه با شکوه تر جشن نوروز آماده و مرتب می شود و 5 روز آخر سال پنجه بزرگ نامیده می شود آنچه ویژه این گاهان بار می باشد آن است که در جند روز مانده به پنجه کوچک خانه را از درون و برون پاکیزه می نماییم . ششه(سبزه) می کاریم . در روز اول گاهان بار (اهنود) ششه را در جلوی پسکم(صفه) بزرگ که جای برگزاری گاهان بار است میگذاریم . در شب آخر سال همه زرتشتیان چراغی بر لبه بام خود میگذارند . سحرگاهان بر روی بام میروند و آتش افروزی با نوای اوستا در هم می آمیزد. هنگام سرودن اوستا و آتش افروزی بر روی بام مقداری لرک(تنقلات مخصوص زرتشتیان) و میوه تازه و عود و سندل و مورت و مقداری برگ آویشن در ظرف آبی ریخته شده است. چند عدد شیشه هم فراهم است . پس از پایان مراسم آتش افروزی و اوستا میوه هایی که هنگام خواندن اوستا پاره شده است و لرک بین افراد خانواده تقسیم شده و عود و سندل بر روی خاکستر آتش ریخته و آب و آویشن بر روی سردر خانه پاشیده می شود و مورت را در بالای سر در خانه می گذاریم که باعث تداوم و سرسبزی در آن خانه باشد و سپس از پشت بام پایین آمده و مراسم نوروز آغاز می شود. شاید چنین است که رسم آتش افروزی ایرانیان در شب چهارشنبه سوری برداشتی از آتش افروزی زرتشتیان (ایرانیان باستان) در شب آخر سال باشد. در این گاهان بار کشاورزان برنامه ریزی خود را برای سال آینده انجام می دهند . این جشن به ویژه برای ستایش اهورا مزدا از برکاتی که داده است و یادآوری فره وشی درگذشتگان ، برپا می شود. عنصر دینی این جشنها ، خواندن جشن و نیایش است که موبدان انجام می دهند و حاضرین در جشن دست یکدیگر را می گیرند ، همازور می شوند زیرا: پیروزی و کامیابی در یگانگی و همازوری است ، به ویژه در گذشته ، تحمل در برابر بلایای طبیعی ، خشکسالی، سیل ، زلزله ، طوفان و مانند آنان تنها با همازوری و پشتیبانی از همدیگر شدنی بود.. شرکت در گاهان بار یک وظیفه دینی برای همه است . هزینه آن را هر کس به داوطلبی به اندازه درآمد خود می دهد ، ولی همه به یک اندازه از آن بهره می برند. عنصر اجتماعی این جشنها در این بود که ، همه ی زرتشتیان ، زن و مرد ، پیر و جوان و کودک ، فقیر و غنی ، ارباب و رعیت همه یکسان در آن شرکت می کردند ، در یک جا گرد می آمدند ، از یک خوان و یک غذا می خوردند و این امر باعث همبستگی بیشتر می شد. علاوه بر این در پایان مراسم آن چه که از خوردنیها باقی بود به خانه افراد بی نوا و نیازمند فرستاده می شد در حالیکه این افراد خود در این جشن حضور داشته و از این خوراکیها میل کرده بودند ، و این جزیی از " نیکوکاری و دهش " است که در دین زرتشتی ستوده و سفارش شده است..
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 17:59 توسط کاوه |
|
|
میدیاریم گاه یا "میانه زمستان" با گویش درست (Midyarem) در 290 امین روز سال روز ورهرام و دیماه است. دراین گاه جانوران آفریده شده اند. روز مهر تا روز ورهرام شانزدهمین تا بیستمین روز دی ماه باستانی. 10 تا 14 دی ماه خورشیدی. از چهارمین گاهان بار تا بدین جشن 80 روز است.میدیارم به چم میانه آرامش وزمانی برگزار می شود که هنگام آرامش و استراحت کشاورزان و دامداران است. در باور سنتی زرتشتیان هنگام آفریده شدن جانوران بر روی زمین است. اجرای مراسم این گاهان بار مانند سایر گاهان بارها به مدت 5 روز است. عنصر دینی این جشنها ، خواندن جشن و نیایش است که موبدان انجام می دهند و حاضرین در جشن دست یکدیگر را می گیرند ، همازور می شوند زیرا: پیروزی و کامیابی در یگانگی و همازوری است ، به ویژه در گذشته ، تحمل در برابر بلایای طبیعی ، خشکسالی، سیل ، زلزله ، طوفان و مانند آنان تنها با همازوری و پشتیبانی از همدیگر شدنی بود.. شرکت در گاهان بار یک وظیفه دینی برای همه است . هزینه آن را هر کس به داوطلبی به اندازه درآمد خود می دهد ، ولی همه به یک اندازه از آن بهره می برند. عنصر اجتماعی این جشنها در این بود که ، همه ی زرتشتیان ، زن و مرد ، پیر و جوان و کودک ، فقیر و غنی ، ارباب و رعیت همه یکسان در آن شرکت می کردند ، در یک جا گرد می آمدند ، از یک خوان و یک غذا می خوردند و این امر باعث همبستگی بیشتر می شد. علاوه بر این در پایان مراسم آن چه که از خوردنیها باقی بود به خانه افراد بی نوا و نیازمند فرستاده می شد در حالیکه این افراد خود در این جشن حضور داشته و از این خوراکیها میل کرده بودند ، و این جزیی از " نیکوکاری و دهش " است که در دین زرتشتی ستوده و سفارش شده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 17:58 توسط کاوه |
|
|
ایاسرم گاه یا "آغاز فصل سرما" با گویش درست (Ayasthrem) در 210 روز سال روز انارام و مهر ماه است. در این روز روییدنیها آفریده شده اند. روز اشتاد تا انارام 26 امین تا سی امین روز مهر ماه باستانی. 20 تا 25 مهرماه خورشیدی. از سومین گاهان بار تا بدین جشن 30 روز است.چهره ایسرم در تابستان بزرگ که 7 ماه است واقع است.ایاسرم به چم آغاز سرما و برگشت می باشد.و آن هنگامی است که چوپانان با گله خود از چراگاههای تابستانی به محل زمستانی خود بازمیگردند.در این گاهان بار روییدنیها (گیاهان)آفریده شدند. اجرای مراسم این گاهان بار نیز مانند سایر گاهان بارها با سرودن آفرینگان(آفرینگان خوانی) گاهان بار توسط موبد و داد و دهش از جانب برگزار کننده و شرکت دارا و نادار در مراسم گاهان بار انجام می پذیرد. این گاهان بار هنگام کاشت محصول زمستانی برپا می شود.ماه مهر هفتمین ماه تابستان ایران باستان است. عنصر دینی این جشنها ، خواندن جشن و نیایش است که موبدان انجام می دهند و حاضرین در جشن دست یکدیگر را می گیرند ، همازور می شوند زیرا: پیروزی و کامیابی در یگانگی و همازوری است ، به ویژه در گذشته ، تحمل در برابر بلایای طبیعی ، خشکسالی، سیل ، زلزله ، طوفان و مانند آنان تنها با همازوری و پشتیبانی از همدیگر شدنی بود.. شرکت در گاهان بار یک وظیفه دینی برای همه است . هزینه آن را هر کس به داوطلبی به اندازه درآمد خود می دهد ، ولی همه به یک اندازه از آن بهره می برند. عنصر اجتماعی این جشنها در این بود که ، همه ی زرتشتیان ، زن و مرد ، پیر و جوان و کودک ، فقیر و غنی ، ارباب و رعیت همه یکسان در آن شرکت می کردند ، در یک جا گرد می آمدند ، از یک خوان و یک غذا می خوردند و این امر باعث همبستگی بیشتر می شد. علاوه بر این در پایان مراسم آن چه که از خوردنیها باقی بود به خانه افراد بی نوا و نیازمند فرستاده می شد در حالیکه این افراد خود در این جشن حضور داشته و از این خوراکیها میل کرده بودند ، و این جزیی از " نیکوکاری و دهش " است که در دین زرتشتی ستوده و سفارش شده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 17:57 توسط کاوه |
|
|
پیته شهیم گاه یا "پایان تابستان" با گویش درست (Paityshahim) در صد و هشتادمین روز سال انارام و شهریور ماه است . در این گاه زمین آفریده شده است. روز اشتاد تا انارام 26 تا 30 روز از شهریور ماه باستانی . 21 تا 25 شهریور خورشیدی. از دومین گاهان بار تا به این جشن 85 روز است . پیته شهیم در تابستان بزرگ که 7 ماه است قرار می گیرد و جشن کشاورزی است که خرمن دانه ها در گشتزارها فراهم می گردد و بسیاری از میوه ها از درختان چیده می شوند و در باور ما هنگام آفریده شدن زمین از سوی خداوند می باشد. هنگام درو و برداشت محصول تابستانی و علوفه و علیق برای دامداران این گاه برگزار می شود. عنصر دینی این جشنها ، خواندن جشن و نیایش است که موبدان انجام می دهند و حاضرین در جشن دست یکدیگر را می گیرند ، همازور می شوند زیرا: پیروزی و کامیابی در یگانگی و همازوری است ، به ویژه در گذشته ، تحمل در برابر بلایای طبیعی ، خشکسالی، سیل ، زلزله ، طوفان و مانند آنان تنها با همازوری و پشتیبانی از همدیگر شدنی بود.. شرکت در گاهان بار یک وظیفه دینی برای همه است . هزینه آن را هر کس به داوطلبی به اندازه درآمد خود می دهد ، ولی همه به یک اندازه از آن بهره می برند. عنصر اجتماعی این جشنها در این بود که ، همه ی زرتشتیان ، زن و مرد ، پیر و جوان و کودک ، فقیر و غنی ، ارباب و رعیت همه یکسان در آن شرکت می کردند ، در یک جا گرد می آمدند ، از یک خوان و یک غذا می خوردند و این امر باعث همبستگی بیشتر می شد. علاوه بر این در پایان مراسم آن چه که از خوردنیها باقی بود به خانه افراد بی نوا و نیازمند فرستاده می شد در حالیکه این افراد خود در این جشن حضور داشته و از این خوراکیها میل کرده بودند ، و این جزیی از " نیکوکاری و دهش " است که در دین زرتشتی ستوده و سفارش شده است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 17:56 توسط کاوه |
|
|
میدیو شهم گاه یا "میانه تابستان" با گویش درست (Midyushahem) در صد و پنجمین روز سال دی بمهر و تیرماه است . دراین گاه آب آفریده شده است. روز خور تا دی بمهر یازدهمین تا پانزدهمین روز تیرماه باستانی. 8 تا 12 تیرماه خورشیدی. واژه اوستایی میدیو به چم میانه و واژه شمه به چم تابستان که هر دو با هم میان تابستان بزرگ که هفت ماه است را معنی می دهد و دومین جشن گاهان بار می باشد. و از نخستین گاهان بار تا به این جشن 60 روز است و همانطور که گفته شد در این گاهان بار آب آفریده شد.این گاهان بار هنگام کاشت حبوباتی مانند برنج و ارزن گرفته می شود. زرتشتیان سال را به 2 فصل تابستان بزرگ که 7 ماه بود و زمستان بزرگ که 5 ماه بود تقسیم می کردند. عنصر دینی این جشنها ، خواندن جشن و نیایش است که موبدان انجام می دهند و حاضرین در جشن دست یکدیگر را می گیرند ، همازور می شوند زیرا: پیروزی و کامیابی در یگانگی و همازوری است ، به ویژه در گذشته ، تحمل در برابر بلایای طبیعی ، خشکسالی، سیل ، زلزله ، طوفان و مانند آنان تنها با همازوری و پشتیبانی از همدیگر شدنی بود.. شرکت در گاهان بار یک وظیفه دینی برای همه است . هزینه آن را هر کس به داوطلبی به اندازه درآمد خود می دهد ، ولی همه به یک اندازه از آن بهره می برند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 17:55 توسط کاوه |
|
|
میدیوزرم گاه یا "میانه بهار" با گویش درست (Midyuzaram) در چهل و پنجمین روز سال دی بمهر و اردیبهشت ماه در این گاه آسمانی آفریده شد. روز خور تا دی بمهر یازدهمین تا پانزدهمین روز اردیبهشت ماه باستانی . 10 تا 14 اردیبهشت خورشیدی. میدیوزرم از واژه اوستایی میئدیو یعنی میان و رزمیه یعنی بهار تشکیل شده است و نخستین گاهان بار در سال است و هنگامی است که گیاهان رشد و نمو می کنند و کشاورزی بار دیگر رونق می گیرد. در باور زرتشتیان هنگام آفرینش آسمان از سوی خدا گاهنبار میدیوزرم گاه می باشد. این گاهان بار هنگام برداشت خرمن و درو کردن غلاتی مانند گندم و جو بر پا می شود. عنصر دینی این جشنها ، خواندن جشن و نیایش است که موبدان انجام می دهند و حاضرین در جشن دست یکدیگر را می گیرند ، همازور می شوند زیرا: پیروزی و کامیابی در یگانگی و همازوری است ، به ویژه در گذشته ، تحمل در برابر بلایای طبیعی ، خشکسالی، سیل ، زلزله ، طوفان و مانند آنان تنها با همازوری و پشتیبانی از همدیگر شدنی بود.. شرکت در گاهان بار یک وظیفه دینی برای همه است . هزینه آن را هر کس به داوطلبی به اندازه درآمد خود می دهد ، ولی همه به یک اندازه از آن بهره می برند. عنصر اجتماعی این جشنها در این بود که ، همه ی زرتشتیان ، زن و مرد ، پیر و جوان و کودک ، فقیر و غنی ، ارباب و رعیت همه یکسان در آن شرکت می کردند ، در یک جا گرد می آمدند ، از یک خوان و یک غذا می خوردند و این امر باعث همبستگی بیشتر می شد. علاوه بر این در پایان مراسم آن چه که از خوردنیها باقی بود به خانه افراد بی نوا و نیازمند فرستاده می شد در حالیکه این افراد خود در این جشن حضور داشته و از این خوراکیها میل کرده بودند ، و این جزیی از " نیکوکاری و دهش " است که در دین زرتشتی ستوده و سفارش شده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 17:54 توسط کاوه |
|
|
گاهان بار یا گهنبار کلمه ای است که در پهلوی به آن گاسانبار می گویند. که از کلمه گاس (Gas) در اوستا (Gato) به چم گاه یا هنگام آمده است. گاهان بار به چم زمان و گاه به ثمر رسیدن و بار آوردن و برپایی بار همگانی و میهمانی و از جشنهای موسمی زرتشتیان می باشند. که با داد و دهش و خواندن اوستا همراه می باشد . زرتشتیان در نگرش سنتی خود باور دارند که آفرینش در شش مرحله از سوی خداوند در شش چهره گاهنبار صورت گرفته است. زرتشتیان باستان سال را به دو نیم تابستان بزرگ که 7 ماه بود و زمستان بزرگ که 5 ماه بود تقسیم بندی می کردند. جشن این شش گاهنبار هر یک پنج روز بطول می انجامد و مراسم اوستا خوانی آن توسط موبدان را آفرینگان خوانی می نامیم. گاه انبارها به به طبیعت و کشاورزی بستگی دارند . بجا آوردن مراسم گاهان بار پاداشی بزرگ و ترک آن گناهی بزرگ است و زمان داد و دهش می باشد که توانگر و ناتوان با هم در این جشنها شرکت کنند و اگر کسی توان برگزاری گاهان بار را نداشته باشد لازم است در مراسمهایی که دیگران بانی آن می باشند شرکت کند.در بندهش آمده است "اگر کسی در سال یکبار به گاهان بار برود بر کارهای نیکی که کرده است افزون خواهد شد. در این جشنها خوان هایی گسترده می شوند و در آنها از دهشهای اهورایی قرار داده می شود. مانند : حلوای سن ، سورگ ، اوستا ، شمشاد ، برنج و تخم مرغ ، لرک ، حلوای شکر ، سیر و سداب ، شربت ، مورت ، میوه ، شمع ، کله قند های سبز پوش ،برگهای آویشن یا سرو و آپریگون(آپرینگان). در مراسم آفرنگان خوانی عکس اشو زرتشت هم در خوان قرار می گیرد. این شش گاهنبار عبارتند از : 1- میدیوزرم گاه 2- میدیو شهم گاه 3-پیته شهیم گاه 4- ایاسرم گاه 5-میدیاریم گاه 6-همس پت میدیم گاه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 17:42 توسط کاوه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 |
| پیوندها |
|
بزرگ بازگشت |
|
RSS
|